محل تبلیغات شما

اکیپ ادیتورا



نام:تارا

نام خانوادگی: میکالیسا

سن:


اخلاق: مهربون،شوخ،همیشه خنده رو، همیشه پشت نقاب خنده ش یه دنیا غم داره، افسرده

استعداد ها:نقاشی،آرت، ادیت،نواختن پیانو،زدن تست هوش، بدمینتون، جوک گفتن

قدرت ها:میتونه به هر شهر کارتونی و انیمه ای بره،همه جور آهنگارو بزنه،بعضی از معجزات الهی( از جمله زنده کردن مرده ها )

داستان زندگی:

در شهر میندوریا (پونی های انسانی که وقتی آواز میخونن بجا بلند شدن مو،الیکورن ها یا تکشاخ ها شاخ رو پیشونیشون ایجاد میشه) تارا میکالیسا متولد میشه و در تولد 8 سالگیش با سه نفر به نام عسل،زیباروی ، و دختر قلبی دوست میشه و با هم بهترین دوستان میشن

حدود دو سال پیش در شهر میندوریا جنگ عظیمی رخ میده و پدر و مادر تارا که ملکه و پادشاه میکالیسا که هستن به قتل میرسن تارا یده میشه و در اتاق 73 حصابی شکنجه میشه

تارا بالاخره موفق میشه یک جوری از اتاق 73 فرار کنه و همین موقع وقتی شروع به گریه کردن میکنه شیطان احضار میشه و بهش میگه که من میخوام بخورمت

وتارا که امیدی به زندگی نداره با اطمینان میگه: من آماده ام! منو بخور!

شیطان متعجب به او خیره میشه و ازش خوشش میاد پس نصف خودشو به بدن تارا منتقل میکنه ولی درعوض نصف روح تارا رو میخوره

تارا از این کارخوشش نیومد ولی مجبور بود باهاش کنار بیاد

همین موقع واندا احضار میشه وبا اون دلداری میده و بعد باهاش دوست میشه بعد تارا کم کم با تمام شما دوست میشه و دوستان قدیمیش که جون سالم به در بردنو پیدا میکنه

سال بعد یعنی سال 2019 روز 13 ام اوت تارا باید یک خونه پیدا میکرد برای همین از قدرتش استفاده کرد و به شهر گاتهام سفر کرد ( این شهر رو خیلی دوست داره ) به امید اینکه خونه ای پیدا کنه ولی بخاطر تولید فیلم "جوکر" نتونست زیرا مردم های اونجا بدجوری دیوونه شده بودن و همین دیوونگی باعث شد تارا آسیب جدی ببینه و بعد کنار لباش بخیه های شبیه به خنده بخورد(عکس اوسی رو اگه صورتشو رنگ کنید بخیه رو پیدا می کنید ) ولی با این حال تارا میدونست تقصیر ملت نیست بلکه تقصیر دولت بود از شهر گاتهام متنفر نشد و هرسال به خودش قول داد به این شهر سر بزنه از آخر رفت به دنیا ی انیمه و با شیلا فانتوم هایو (خواهر شیل فانتوم هایو )عهد بست و حالا تو عمارت فانتوم هایو 2 زندگی میکنه

بعد از ماه ها فهمید اون شیطانی که نصف بدنش رفته داخل بدنش کلا کشته شده ولی هنوز اون نصف بدنش تو بدن تارا گیر کرده و تنها راه خلاصش محبته و الان در تلاشه که با محبت اون شیطانو از بدنش بیرون بیاره.

 





گایز یه خبر خیلی خیلی مهم

گویا کمپانی اس ام (خاکبرسر) تصمیم گرفته چن رو از گروه اکسو بیرون کنه و این قضیه خیلی غوغا به پا کرده

خلاصه میگم:

داستان از اونجایی شروع شده که یه مشت آدم نفهم اومدن توییت زدن که چن در مورد ازدواجش با اکسوالا صادق نبوده و فلان و واسه همین چن باید از اکسو بره و حتی گروهی از این آدمای نفهم جلوی ساختمون اس ام یه تابلو بزرگ نصب کردن با این پیام که "چن باید از اکسو بره"
و به همین دلیل اکسوالا دارن رأی میدن و امضا میکنن که چن نباید از اکسو بره
و چن به 150 هزار امضا نیاز داره که تا الان 75 هزارتاش رو داره
بنابراین چه اکسوال هستید چه آرمی لطفا به این لینکی که میفرستم برید و امضا کنید که بتونیم به چن کمک کنیم
اکسوالا و آرمیا باید پشت هم باشن همونطور که همیشه بودن
و همونطور که نامجون از بی تی اس هم یه زمانی قرار بود بی تی اس رو ترک کنه ولی اکسوالا پشت ارمیا واستادن و کمکشون کردن و آر ام رو تو گروه نگه داشتن آرمی ها هم باید اینبار پشت اکسوالا باشن


خب روش رأی دادنشم کاری نداره فقط باید وارد سایت بشید و روی اون علامت قرمز رنگ کلیک کنید بعدش اسم و فامیل(کامل هم ننویسید ایرادی نداره) و ایمیلتون رو وارد میکنید و تایید رو می‌زنید و تموم.

لینک سایت رو هم این زیر میزارم:

http://chng.it/VwDKhkNP

پس لطفا لطفا برید امضا کنید تا از این اتفاق جلوگیری بشه


فایتیتگ آرمی و اکسوال

 

پ.ن:الان وقت قربون صدقه رفتن برا بایستون یا گفتن اینکه چرا میخوان بندازنش بیرون نیست! اگه تمام تلاشتونو برای بیرون نرفتن چن از گروه نکنین اسمتونو اکسوال نزارید!

خودم با 5 تا ایمیل خودم و دوتا مامان بابام امضا کردمش، لطفا نزارید این اتفاق بیفته و جونگده از گروه بره بیرون!

های

میدونم این پست به وب ربط نداره ولی

لطفا به جونگده کمک کنید تا از گروه بیرونش نندازن

و لطفا هر جا هسی نشر بده

منبع:White life♡


 

دیشب رفتم کامپیوترو روشن کردم بالا که اومد سه متر از جام پریدم

حالا بگین چی بود

بکگراند کامپیوتر رو عکس ام وی مانستر اکسو گذاشتم بعد اولین باری بود که بعد گذاشتن روشنش کردم بعد یعو پریدم

اینم عکس بکگراند کامپیوتر:



ولی خیلی قشنگه

شمام تا حالا این شکلی شدین؟

سلام
من توی این داستان اوسیمو تغییر دادم
الی تو هم لطفا اسم اوسیم رو تغییر بده تو قسمت 1
*********************************************
بیوگرافیم:
عکس اوسیم:
(خیلی شبیه اژدهاش هست میشه گفت اژدها نماس)
نام:کارای
فامیلی:کیم
سن:16سال
غذای مورد علاقه:همبرگر
قدرت:مثل خواهرش جنی میتونی عنصر ها رو کنترل کنه
اخلاقیت:خوشحال_بعضی وقتا مغرور
علایق:اهنگ خوندن-رقصیدن-خوردن غذا-حرف زدن با جنی-دیدن فیلم با دوستاش
رنگ مورد علاقه:قرمز-سیاه-ابی اسمونی
تنفرات:سوسک و ات نفرت انگیز
کیوتی مارک:
حیوون خونگی:

اسمش:کارینا
یه اژدها هست
قدرتش:کنترل 5 عنصر
نوع اژدها:اژدها ی 5عنصر
سنش:14سال
**********************************************
همین
تمام شد
بای


سلام به گلای تو خونه 
محصلای نمونه قول بدید که حرف سلنا یادتون بمونه 
همیشه قبل خواب دوتا پست بزار بعداً بخواب XD
همیشه یادتون باشه اول بیس بعد ادیت XD
تا وقتی ادیتور شدی ، استاد وب نویسی شدی XD
بهتون بگن مرحبا بهتون بگن آفرین بهتون بگن همش نشستی رو مبل
هیچ کاری هم نمی‌کردی XD
~~~~~~~~~~~~~
خب گفتم این پست رو اول با خنده شروع کنیم ^^ 
‌وجی: باشه زیاد حرف نزن برو بیوگرافی جولیکا یه بد بخت رو بزار :|
من : آها اوکی :^]

∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆

اسم : جولیکا
فامیلی : کالِن 
سن : 17
محل تولد : فیلادلفیا (محل ست پونی های پگاسوس و شبتاب)
تاریخ تولد : سه خرداد 
رنگ مورد علاقه : مشکی+رنگ های روشن و نورانی 
غذای مورد علاقه : همبرگر 
دسر :‌ کیک یاقوت شبتابی (نورانی)
دشمن : نیمه بد خودش 
کیوتی مارک :

توضیحات درمورد کیوتی مارک :
اگه دقت کنید داخل کیوتی مارک یه اژدها می‌بینید که داره از دهنش یخ بیرون میاره ، این یعنی جولیکا می‌تونه به آژدهای یخی تبدیل بشه
و داخل کیوتی مارک هم یه پنجه می‌بینید این یعنی جولیکا میتونه با حیوون های درنده حرف بزنه یا خودش رو به شکل اونا در بیاره 
************
شکل جولیکا : (خودم نساختمش ، یکی ساختم خیلی زشت شد =/) 


زندگی نامه : 
جولیکا دز فیلادلفیا متولد شد ، موقع تولدش جنگ بزرگی در فیلادلفیا اتفاق افتاد که باعث شد جولکیا پدر و مادرش را از دست بدهد 
خوشبختانه ملکه ایزابل (مامان سلنا) او را به فرزند خواندگی قبول کرد و جولیکا در آنجا ساکن شد . 
بعد از 15 سال جولیکا تصمیم گرفت که به پونی ویل مهاجرت کند.

+++++++++++++++++
حیوان خانگی (افسانه ای) :
یک شیردال هستش ولی نه شیردال معمولی =)
یکم جول تر بهتون میگم =)
اسم: آکاندا 
نام خانوادگی :. 
سن: بچه س دیگه 
محل تولد: تپه ی صلح 
قدرت(نیرو یا همون جادو) : قدرت تنفس زیر آب + تبدیل شدن به اژدها
================
خب دست بنده هم که پوکید=/
امیدوارم اطلاعات کافی باشه 


بابای;)

خب جواب هام رو اوردم ولی قبلش میخواستم بگم که من هومن ماریا قبلیم فقط با یه پنل دیگه اومدم و خلاصه که هیچی خب برین جواب هارو ببینید

1-هچی فقط دارم جواب اینا رو میدم

2-نه تا حالا نداشتم


3- ابی

4-اِمممممم زیادن همشونم دخترن حوصله ی اسم بردن ندارم

5من عاشق والیبالم شنا هم دوست دارم ولی والیبال رو بیشتر

6-زیاد اهل گوش دادن به اهنگ نیستم ولیی وقتی میخوام گوش بدم غمگین گوش میدم اونم خارجی خوانندش هم هرکی میخواد باشه

7- بابا دنیا فقط دو روزه بخندین

>>>>>>><<<<<<<

خب بیوگرافیم

نام : ماریا 

فامیلی:نانسی

قدرت:میتونه  تبدیل به گرگ بشه ولی وقتتی بر میگرده به حالت عاد خاطرات اون روز رو فراموش میکنه را همن زیاد از قدرتش استفاده نمیکنه بیشتر از شمشیرش که اسمش کاتانا عه استفاده میکنه

حیوان خانگی:یه سگ یا گرگ معلوم نیس ولی این معلومه که به صاحبش خیلی وفاداره(حال کردی چجوری نوشتمXD)خب این حیون خونگ هم میتونه به اب و بخار تبدیل بشه پس افسانه ایه

اخلاقیات ماریا : در ظاهر همیشه شاده ولی در باطن
خب گاه وقت ها هم ضد حال میزنه ولی وقتی تو خودشه همیشه تو فکره برا همن هیچ کس زیاد بهش نزدیک نمیشه وگرنه.دیگه دیگه 
وقتی کسی رو ناراحت میبینه میره و درمورد غمش سوال میپرسه و جواب هایی رو بهش میگه که میخواد بشنوه.

اگه چیز جامونده بگو بگم


سلام بچه هااااااا D:
چقدر پر انرژی*XD
میخوام یه داستان بنویسمXD
که راجب پونی ها و حیوانات افسانه ایه~
به حیوونای افسانه ای علاقه دارم دیگهXD
حالا من میخوام بنویسمش
اجازه ی داستان نوشتن رو از وانی جون گرفتم^-^
حالا 
هر کی میخواد اوسی ش تو داستان باشه گوش بده
۱_میتونید اوسی تون یا خودتون رو به سبک پونی 
که من از خودم به سبک پونی استف کردم:)
این شکلیم:
بگذریم
حالا اگه خواستید بیاید یه چیز دیگههههه
حیوون افسانه ای مورد علاقتون رو هم بگید
مثلا
اگه یکیتون مثل من ققنوس دوست داشت
چون ققنوس اتشین مال منه
اون ققنوسی رو ببره که یه اب و هوای دیگه باشه
مثلا عقاب یخی
یا عقاب ابی(ابی اب نه رنگ ابی)
یا بادی یا
بلاخره افسانه ،افسانه ست یعنی خیال
و ادم هر طور دلش میخواد راجبشون فکر کنه
اوسی تون رو عکسش رو بدید و حیوون افسانه ای مورد علاقتون^^
حالا من یه چند تا حیوون افسانه ای نام میبرم:
ققنوس،سیمرغ،اژدها،تک شاخ و(اینکی اسمشو نمیدونم ولی باحاله:حیوونی که نصفش شیره نصفش عقاب)
خرگوشی که شاخ گوزن داره و بال شاهین
اینا همه جزع حیوانات افسانه این
رلستی علایق و تنفرات و اخلاق پونی ای که میخواید بیاد رو بگید^-^
وای چرا از فازش در نمیام؟؟XDDD
ولی خب بچه ها منتظرتونم♥
اینا رو  دعوت میکنم بیان باید بیان:
واندا
اماندا
سلنا
وایت استار
شاین لایت
رینبوراپید
رینا
وانیا
چرا؟
چون دوستای صمیمی من^^
بقیه هم خواستن بیاننن^^
راستی اون عکسه ارت خودم بود و شکل اون پونیه شکل خودمه به صورت پونیXD


تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
حقوق اسلام و رهنمود های اسلام در باب حقوق بشر addisfaicomp April دال فیلم nasimepaayiz سیمرغ پلاس kasbokar01 abrangnagashi جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی استان کردستان